for myself
یادداشت های من
 
 

 ♥ وقتی می دونی که تا چند ماه دیگه  

اونو می بینی که توی گهواره میره

 

baby

 شنبه یازدهم مرداد 1393 | 14:38  | آوا |  

قدم میزنم تا ازت بگذرم


قدم میزنم بلکه یادم بره


میخوام جا بذارم یه جا فکرتو


نمیذاره این شهرِ پر خاطره

 

{متن یه آهنگه ، ادامه مطلب کل متنش هست. این روزا همش فکر اونممممم :(  }

 

 


ادامــﮧ مطلب
 سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 21:3  | آوا |  

 تنها نشسته ای

چای می نوشی

و

هیچ کس تو را به یاد نمی آورد

این همه آدم

روی کهکشان به این بزرگی

و تو حتی

آرزوی یکی نبودی

{ احساس می کنم همه فراموشم کردن... :(((((  }

 شنبه بیست و هشتم تیر 1393 | 21:14  | آوا |  

اگر دنبالِ آن چیزی که می خواهی نروی،


هیچ وقت آن را نخواهی داشت.


اگر نپرسی،


همیشه جواب نه است.


اگر پیش نروی،


همیشه یکجا باقی می مانی.


نورا رابرتز

{ راست میگه هااااا ، اما این غرور لعنتیییییی نمیذاره ..... }

 دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 21:0  | آوا |  

هیچ گاه دل آنان که بی صدا گریه می کنند را نشکنید

این ها کسی را برای پاک کردن اشک هایشان ندارند ...

حسین پناهی 

 جمعه بیستم تیر 1393 | 6:6  | آوا |  

 رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد بی امید

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه پر حسرت ترا

با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم که نا تمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم ‚ مگو ‚ مگو که چرا رفت ‚ ننگ بود

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشی و ظلمت چو نور صبح

بیرون فتاده بود یکباره راز ما

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک

گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم کشمکش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سر هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود

بسوز دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر

می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته

و اسیر روحی مشوشم

که شبی بی خبر ز خویش در دامن سکوت

به تلخی گریستم

نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

 

[ این شعر خیلیییییی زیباس ، اما پره غمهههه ، منم کلافمممم ، خیلی کلافه ... ]


برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
 دوشنبه نهم تیر 1393 | 20:18  | آوا |  

چراغت سبزه

آنلاینی

من منتظر می مونم یه چیزی بگی 

اما 

هر بار هیچی نمیگی 

دوباره آف میشی ، میری

و من می مونم و حرفایی که نگفتم....

شاید اصلا چراغ سبز منو نمیبینی ... شاید.......

کی به حرف میای؟؟؟ 

 سه شنبه سوم تیر 1393 | 22:48  | آوا |  

ﺩﻳﺸﺐ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﺘﺎﺏ ﻣﻴﺨﻮﻧﺪﻡ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ
ﻳﻪ ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺯﻳﺮ ﻧﻮﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﻮﻩ ﮔﻮﺷﻴﻢ ﻛﺘﺎﺏ
ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪﻡ
ﺗﺎ ﺑﺮﻕ ﺑﺎﺯ ﺑﻴﺎﺩ ...
ﺍﻳﻦ ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺘﻮ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮِﺑﭽﻢ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ ﻣﻴﺰﻧﻢ
ﻣﻴﮕﻢ ﻣﺎ ﺯﻳﺮ ﻧﻮﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﻮﻩ ﺑﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻛﺘﺎﺏ
ﻣﻴﺨﻮﻧﺪﻳﻢ
...
ﺍﻭﻧﻮﺥ ﺷﻤﺎ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ !!!
ﺣﺎﻻ ﺑﺒﻴﻦ ﻳﮏ ﺩﻫﻨﯽ ﺍﺯﺵ ﺳﺮﻭﻳﺲ ﮐﻨﻢ ((:

 سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 13:24  | آوا |  

کجا گمت کردم ... کجای این دنیا ....

تمام دیروزو پی تو می گردم ....

کجا گمم کردی ... کجا گمت کردم...

 دوشنبه پنجم خرداد 1393 | 19:46  | آوا |  

 این جمله رو بخونین خیلی تاثیر گذاره

.

سنالم بتاذمسع قلا مقع ثقتق

.

.

.

 

معنی نداد نه؟

.

.

.

خو حالا از سمت چپ بخون

.

.

.

بازم معنی نداد نه؟

.

.

.

.

.

.دیگه نمیدونم من همین دو راه رو بلدم

عمه بیا با بچه ها آشنا شو.

**************

ﻳﮑﺮﻭﺯ ﻋﻠﻢ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻪ

ﻭ ﻣﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ “ﺩﻱ ﺍﻥ ﺍﻱ” ﺁﺩﻣﺎ ﻳﮏ ﮐﭙﻲ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﺳﺎﺧﺖ!

ﺍﻭﻧﺮﻭﺯ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﻱ ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻱ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺑﺮﻡ

ﻭ ﻳﮏ ﻋﺪﺩ “ ﺗﻮ” ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﻡ ﻭ ﺑﺎﺕ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻲ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﭼﺸﺖ

ﺩﺭآﺩ!

************

ﻣﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺧﯿﺰ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ

.

.

.

.

 

ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺎﺷﻢ

ﻣﯿﮕﻦ ﺳﺮﭘﺎﯾﯽ ﯾﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰ

 یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 | 21:56  | آوا |