~~~~

ﺗﻮﯼ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻭﺍﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻢ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﺪ
ﺍﻭﻝ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :ﭼﻄﻮﺭﯼ؟
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ....
ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻭ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺷﻮ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ!
ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ!...
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺗﺴﺒﯿﺤﻢ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﻢ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻡ
ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ:
ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ....

هوای گریه

نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من

السلام علیک یا ابا عبدالله

تو این شبا یادتون نره برام دعا کنید.......


><

گاه و بی گاه پر از پنجره های خطرم


به سرم می زند این مرتبه حتما بپرم !!!


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو که می خوانی 

بدان که هنوز دوستت دارم

و به خاطر توست 

که هنوز می نویسم


روزی که جهان خواست بایستد

بگو به گونه ای از چرخش بماند

که من

در نزدیک ترین فاصله 

از تو مرده باشم ....


*شعری از فخری برزنده ، از مجموعه ی " گنجشکی لانه کرده در گلوی من " 

♥سیاوش قمیشی

من خوش خیال ساده، حالا با ، پای پیاده... 


دنبالت دارم میگردم، همسفر با شب و جاده....


(یه روووووووز......)

کلید اسرار:)

ها ها هااااااا :)


می خواهی قضاوتم کنی؟

می خواهی قضاوتم کنی؟

کفش هایم را بپوش

راهم را قدم بزن 

دردهایم را بکش

سال هایم را بگذران

بعد قضاوت کن !